شاهد
سه شنبه 23 اسفند 1390 :: نویسنده : محمد هادی
روزی ، روزگاری ، ازروزهای جنگ
سال 1365بود قبل ازعملیات کربلای 5 درمنطقه ای بنام موقعیت جنگل مابین شهرستان اندیمشک ودزفول،گردان امام حسن مجتبی(ع)که گردان ما بود باچند گردان دیگرمستقر بودند یک روز از آن روزهاکه بسیجی ها خودرابرای رفتن به عملیات آماده می کردند ، بچه های واحد تعاون وتبلیغات جهت گرفتن فیلم ومصاحبه به گردان ما آمدند وبچه ها یک به یک خودشان رامعرفی می کردند .
نوبت به دسته ماکه دسته شهید محصولی نام داشت رسید .حال وهوایی درمحوطه مقرگردان حاکم شده بود ومن نیزدرحسینیه گردان بانوشتن یاامام حسن برروی سینه رزمنده ها مشغول بودم یکی ازبچه هاکه یک کمی شیطون بود ونامش ..... وبچه های گروهان ازدستش به ذله آمده بودن پیشم آمد و گفت پشت پیراهن من بنویس :
(اگه رفتید شهید شدید مارو هم شفاعت کنید)
من هم نوشتم ویک لبخند زدم ، نوبت من شد آمدند بامن مصاحبه کنند یاد پشت نوشته اون بسیجی افتادم و گفتم بروید جای دگر،خدا روزیتونوجای دیگه بده ،
اگه فکرمیکنید ماهم آره ،نه بابا، بادمجان بم آفت نداره .
خلاصه به هرکلکی شدمجبورم کردن خودم رامعرفی کنم ونام دسته، گروهان،گردان ولشکر را بگم ، مصاحبه تمام شد . آمدم که بروم همون دوست شلوغ کار و شیطون كه پشت پیراهنش را نوشته بودم ، یی پای جانانه جلویم گرفت وخوردم زمین ودنبالش کردم تا هر دوخسته وکوفته گوشه ای افتادیم او به من گفت بی سواد توکه پشت پیراهنم را نوشتی چرا دنبالم می كنی
 بی سواد ، هنوز یاد نگرفته ای که دنبالم نکنی، خنده ام گرفت وگفتم حقّا که دست شیطان ازپشت بستی ،
 ناقلا !!!
 بعد بهش گفتم پس برای این بودکه گفتی پشت پیراهنت را بنویسم.
گفت آری جانم
خوشا به سعادتش رفت و برنگشت
 شایدهم با شهدای گمنام برگشته باشد .

+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++
جایی در زندگی نامه شهید غلامحسین افشردی(شهید باقری)خواندم در روز تولد امام حسین (ع) به دنیا آمده است.یه جورایی خوشم آمد و به فال نیک گرفتم.الخیر فی ماوقع
دلم گرفته شهدا مرا مرا ببرید
مرا زغربت این شهر تا خدا ببرید
مرا که خسته ترینم کسی نمیخواهد
کرم نموده از سر لطف مرا پیش خدا ببرید




نوع مطلب : یاد یاران سفرکرده، 
برچسب ها :
جمعه 13 آبان 1390 :: نویسنده : محمد هادی


بین این دونسل فقط و فقط یک سیم خاردارفاصله است،تفاوت در اینجاست،

نسل اول سیم خاردار را به جان خرید و نسل دوم خاری را






نوع مطلب : یاد یاران سفرکرده، 
برچسب ها :
چهارشنبه 13 مرداد 1389 :: نویسنده : محمد هادی

"ولا تقولو لمن یقتل فی سبیل الله اموات بل احیاء و لكن لا تشعرون".

(154/بقره) 


 

 دل نوشته ای از برادری بسیجی ، دلتنگ شهدا

ای شهیدان!

ما بعد از شما هیچ نكردیم!!! 

لباس های خاكی تان را در میدان های مین  و لابه لای سیم خاردارها رها كردیم

عهدمان را شكستیم  و دعای عهد را فراموش كردیم زمان ندبه و سمات را گم كردیم. 

شربت های صلواتی را با نسیان بر زمین ریختیم و به عطش خندیدیم.

بر تصاویر نورانی تان روی دیوارهای شهر رنگ غفلت پاشیدیم و پوستر تبلیغاتی نصب كردیم.

تاول شیمیایی را از یاد بردیم و غیرت ها را به بهایی اندك فروختیم...

عشق را به بازی گرفتیم و از خونهایتان به راحتی گذشتیم...

 اما باز هم امیدی هست!!! 

آری ! تا ولایت هست هنوز امید داریم

 و در پایان ...

تو بالا رفته ایی من در زمینم

برادر روسیاهم شرمگینم




نوع مطلب : یاد یاران سفرکرده، 
برچسب ها :
پنجشنبه 13 خرداد 1389 :: نویسنده : محمد هادی

خط امتداد تمرین خطاطی است.این که مدام سرمشق امتدادت را تمرین کنی که ادب آداب دارد ...

تمرین خوشنویسی است.برای آنکه از خط خارج نشویم وخط و ربط زندگی وزندگانیمان را خوش بنگاریم.

 خط امتداد، امتداد خط دفاع مقدس است.

امتداد خط شهادت است و ایثار و مقاومت.

  دفاع مقدسی که خط امتداد خط کربلاست.

و  خط امتداد هنوز پابرجاست ...

و خط امتداد تلاقی وصل است و ایمان ، رسیدن به شاهراه شهادت و نوشیدن شهد ناب وصال ...
و چه فاصله ایست بین لفظ اشهد با
شهید
...
خوشا به حال یاران خدا که نقطه ی وصلشان به خدا
شهادت بود و بهترین نقطه ی زندگیشان پروازشان به ملکوت ...


 





نوع مطلب : یاد یاران سفرکرده، 
برچسب ها :
شنبه 6 مهر 1387 :: نویسنده : محمد هادی

 

شلمچه گرم است ، به گرمای کربلا ، و لفظ «گرم» هرگز به گرمای کربلا نیست ؛ شلمچه از گرم هم گرمتر است . آفتاب تشنه است ، سایه هم تشنه است ، و در آن گرما حتی یخ هم تشنه است . سایه ای نیست که تن ها را پناه دهد و اگر هم باشد ، تو خود را به سایه مسپار ، مبادا رخوت بر جانت غلبه کند ، رخوت تابستانی سایبانهای کویری . چشمها می سوزد ، پلکها سنگین است ، و روح خوش دارد که تن را در این« گرما واگذارد و خود به عالم خواب بگریزد . عالم خواب گرم نیست ، و تشنگی را نیز در آنجا راهی نیست . در آن گرما اگر کسی از تو بازپرسد که چرا آن همه را رها کرده ای : سایه سقف خانه ها را ، خنکای بادهای مصنوعی را ، آبهایی به سردی تگرگ را ، بستر نرم را ، پناه پر مهر اهل خانه را ، مأمن مصفای محبت مادر را ، شیرین زبانی بچه های کوچک را رها کرده ای و این آوارگی را به جان خریده ای ، چه پاسخ خواهی داد ؟ اگر امتیازات متعارف از میان برخیزد ، دیگر جز عشق چیست که انسانها را به هم پیوند می دهد ؟ در این ملجأ عشاق شرط قبول تنها عشق است و اگر این شرط را داشته باشی ، دیگر چه تفاوتی می کند که آهنگر باشی یا زرگر ؟

سید شهیدان اهل قلم سید مرتضی آوینی





نوع مطلب : یاد یاران سفرکرده، 
برچسب ها :
شنبه 6 مهر 1387 :: نویسنده : محمد هادی

دانلود فایل صوتی روایتگری از طلائیه (حجم فایل mb۱.۷۱)راهیان نورسال86

جهت دانلود فایل صوتی کلیک راست نموده و گزینه save target as را انتخاب نمایید

 http://upload.iranblog.com/1/1217630723.mp3





نوع مطلب : یاد یاران سفرکرده، 
برچسب ها :
شنبه 6 مهر 1387 :: نویسنده : محمد هادی
ای آخرین سوار

 

ای مردمان خوب ،خوبان بی شمار

امشب دلم پر است، از دست روزگار

دیگر فنا شدم در زیر پای شهر

دیگر دلم گرفت از این همه حصار

پر شد تمام شهر، از آتش خزان

کاری نمی کنی ای نازنین بهار ؟

یاران یكی یكی رفتند و ای دریغ

من ماندم و غزل، من ماندم و شعار

ای صبح دلپذیر! دستم به دامنت

آیینه دلم خوابیده در غبار

پا در گلم هنوز ای زخم سینه سوز!

با من سخن بگو از کربلای چار

از آن شب شگفت، از لحظه عروج

از تیر مستقیم،  از موج انفجار

یادم نمی رود آن شعله های عشق

آن حلقه های دود، آن سیم خاردار

شرمنده توام ای اولین شهید ...

دست مرا بگیر ای آخرین سوار!





نوع مطلب : یاد یاران سفرکرده، 
برچسب ها :


درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : محمد هادی
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو