تبلیغات
شاهد - مطالب محمد هادی
شاهد
دوشنبه 4 مهر 1390 :: نویسنده : محمد هادی

بسم الله

نمیخواستم به روز کنم اما اتفاقی افتاد که حیفم اومد دربارش ننویسم

حقیقتش را بخواهید دو روزی هست که از حرم حضرت رضا(ع) آمدم و فقط میتونم بگم انشاا... به زودی زود قسمت شما هم بشه.

مشهد تو این روزهای آخر تعطیلات خیلی شلوغ بود و حرم آقا جای سوزن انداختن هم نبود .مخصوصا شب شهادت امام جعفر صادق (ع) .

روز جمعه با دوستان رفته بودیم حرم برای زیارت و انداختن چندتا عکس یادگاری و از اینجور حرفا که موقع عکس انداختن یکی از خدام حرم آمد سمت ما.اولش فکر کردیم که میخواد برای عکس انداختن تو حرم بهمون تذکر بده که برخلاف تفکر ما نیتش خیر بود!

اومد جلو و گفت :طبقه دوم صحن انقلاب که ما هم اونجا بودیم  دارن برای تولد حضرت برای تبرکی و هدیه به زائرین نبات بسته بندی میکنن،اگر شما هم وقت دارید و دوست دارید بیایید کمک .

ماهم مثل این آدم های اسمش را نبر از خدا خواسته انگار دنیا را بهمون دادن از خدا خواسته هنوز عکس اول ننداخته رفتیم از پله یکی از همین نمیدونم اسمش بگذاریم رواق بگذاریم حجره حالا هرچی

طبقه بالا که رسیدیم دیدیم سفره ی بلندی پهن کردن که ادم های زیادی که بیشتر جوون بودن البته به غیر بنده سر سفره نشسته بودن و نبات بسته بندی می کردن.ما هم شروع به کار کردیم و جاتون خالی بساط مدیحه سرایی و ذکر ائمه اطهار هم فراهم بود و ازهمه مهمتر چای هم در نظر گرفته بودن که هرکسی میخواست استراحت بگیره از خرده نبات ها داخل چای خودش می ریخت و حالا نخور کی بخور.بعد این همه زیارت آقا این عنایتی که حضرت به ما داشت و منتی که به سر ما گذاشت برام خاطره انگیز شد.آخرش هم یه بسته تبرکی به هر کدام از ما دادند که آوردیم به دیا ر خودمان.

از اون فضا عکس هم گرفتم با گوشی یکی از دوستان که اگه بهم برسونه میزنم تو وب.آخه ما جزو مستضعفین هستیم و از این چراغ قوه ها که روش گوشی تعبیه کردن داریم و اون دوست دیگه ما جزو مرفهین جامعه هستش.کار خدا را میبینید مستضعفین را با مرفهین درکنار هم و دوست و یاور هم قرار داده.

آقابطلب که به همین زودی ها بیاییم پابوست.





نوع مطلب :
برچسب ها :
چهارشنبه 16 شهریور 1390 :: نویسنده : محمد هادی

تو به من خندیدی و نمی دانستی

من به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدم

 

باغبان از پی من تند دوید

سیب را دست تو دید

غضب آلود به من كرد نگاه

سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاك

و تو رفتی و هنوز،

سالهاست كه در گوش من آرام آرام

خش خش گام تو تكرار كنان می دهد آزارم

 

و من اندیشه كنان غرق در این پندارم

كه چرا باغچه كوچك ما سیب نداشت

حمید مصدق





نوع مطلب : شعر و ادبیات، 
برچسب ها :

بسم الله

عرض کنم که خسته شدیم از بس این طرف و اون طرف رفتیم.تذکر دادیم و تذکر شنیدیم،نصیحت شدیم و نصیحت کردیم ،ناسزا گفتیم و ناسزا شنیدیم ،به  کارمند و مغازه دار و نانوا و راننده تاکسی و طلبه و دانشجو و مسئول و بسیجی و استاد دانشگاه  همه و همه گفتیم و گفتیم اما دریغ از سر سوزنی تاثیر و تحول .

ای داد و بیداد که بیایید به خودمان بیاییم!

تا کی میخواییم در خواب غفلت و دنیاداری به سر ببریم.

چی شد اون همه صفا و صمیمیت و صداقت بین مردم و پشتکار و دلسوزی مسئولین

کجا هستن اون جوان های با صفا و با غیرت که تکلیف خوب متوجه شدن

چرا باید قدر این همه آرامش و امنیت و پیشرفت را ندانیم و ناسپاس باشیم؟!

چرا باید اسیر زرق و برق دنیا  و رنگ و لعابش بشیم؟!

اصلن میدونید چیه؟!

دهه شصت و یا حتی قبل از انقلابم آرزوست

بگذار بگن جنگ بده! خانمان برانداز هستش! ویرانگره!

آرزو میکنم دوباره جنگ بشه تا با صدای هر آژیر خطرش و هر وضعیت قرمزش همه مثل موش فرار کنن تو زیر زمین خونه ها،خونه و زندگی شون رها کنن برن یه شهر دیگه یه کشور دیگه

اصلن بگذارید دوباره قحطی آب و نون بشه تا همه حداقل بعضی شب ها سر گرسنه زمین بگذارن و شرمنده  خانوادشون بشن.اونوقت قدر عافیت میدونند و اسراف نمی کنند.

اون وقت دیگه سر سفره هاشون غذاهای رنگارنگ نمیگذارن و یاد همسایه گرسنه شون هم می افتن !

اون وقت دیگه ماشین اداره را که پلاک دولتی هستش برا ماشین عروس پسر و دخترشون گل نمیزنن !

اون وقت دیگه یه ساعت جلو آینه برا خودشون فوکول درست نمی کنند

اون وقت دیگه زیر میزی نمیگیرن و خیلی اون وقت های دیگه

باید همانند دهه شصت همه چیز به گذشته برگردد تا این مردم و مسئولین غافل دوباره قدردان نعمات انقلاب باشند تا به یاد بیاورند روزهای سخت را و فراز و نشیب ها و دستاوردهایی که برای رسیدن به آن جوانان غیور از خود همت وغیرت و جانفشانی کرده اند.

سلام خدا بر شهیدان و مجاهدان را ه حق

و لعنت و عذاب خدا بر ناسپاسان

خواه عوام باشند و خواه خواص !!!

چه مردم عادی و چه مسئولین عالی رتبه !!!

پ.ن

نگذارید این انقلاب به دست نااهلان بیفتد

این انقلاب متعلق به پابرهنگان و کوخ نشینان است





نوع مطلب : دست نوشته ها، 
برچسب ها :
چهارشنبه 9 شهریور 1390 :: نویسنده : محمد هادی

سلام بر تو ای ماه رحمت و مغفرت که پایانت شروع دیگریست بر ما

زیرا خاتمه خوبی ها ممکن است بهانه ای باشد برایمان تا همه چیز را به فراموشی بسپاریم

نمیخواهم به مانند دیگران بگویم خداحافظ ماه مبارک رمضان

بلکه میخواهم سلامی دوباره داشته باشم بر ماهی که سراسر نور بود ومغفرت و برکت و معنویت

زیرا بیم آن دارم که این خداحافظی سرآغازی باشد برای از دست دادن و به فراموشی سپردن همه چیزهایی که به دست آورده ام در این سی روز

باید سلام گفت و بیشتر مراقب بود برای اینکه دست یافتنی ها و نور و طراوت روحی وباطنی همواره حفظ شود و مضاعف گردد

سلام بر تو ای ماه خدا و روزهای به دور از گناه

 و سلام بر تو ای عید فطرت های پاک

 





نوع مطلب : دست نوشته ها، 
برچسب ها :
جمعه 28 مرداد 1390 :: نویسنده : محمد هادی

بسم الله الرحمان الرحیم

انّا انزلناه فی لیله القدر

یک سال گذشت.خاطرم هست که مطلب شب قدر سال قبل این بود که نوشتم :

شب قدر است اگر قدر بدانیم!!!

به راستی چقدر قدر دانستیم؟

چه مقدار کار خوب برایمان مقدّر شد؟!

چه تعداد زیارت رفتیم و از معنویت ها بهره مند شدیم؟!

این شبها برایم بسیار سخت است و یاد آور خاطرات تلخ،تلخ تر از زهر

و متعجب از بازی این روزگار پر از فریب که از پی هم می گذرد و عمر ما نیز به همراهش

خیلی زود گذشت !

سال قبل من بودم و خدابیامرزد  دوست عزیزمان آقا مهدی که الان در بین ما نیست. وقتی اون خاطرات مرور می کنم یاد اون لحظه ای می افتم کنار مهدی تو اون شرایط خاص قرآن به سر گرفته بودیم و یاد حرف هاش،اصلا فکر نمی کردم که امسال ماه رمضان کنار ما نباشه.

و تقدیری که برای من و دوستان رقم خورد جدایی از مهدی بود

گویا مدتی پیش خواب یکی از دوستان آمده بود که من جایم خوب است و نگرانی نیست

حالا ما زنده ایم و او دستانش از این دنیا کوتاه است.کسی چه میداند شاید امسال نیز تقدیری اینچنین بر ما رقم خورد

خدا کند که امسال عظمت شب های قدر را دریابیم و مهدوی و حسینی شویم 

یا حداقل شاهدی برای ادامه راه شاهدان واقعی باشم به این امید که شهادت نصیبمان گردد

تا دوست که را خواهد و میلش به که باشد

پ.ن :

در این شب های عزیز ما را از دعای خودتان بی نصیب نکنید

جهت شادی روح آقا مهدی هم یک حمد و سوره به روحش هدیه کنید.

 

 

 





نوع مطلب : دست نوشته ها، 
برچسب ها :

با توجه به موج وسیع اعتراضات در انگلیس به نظام حاکم سرکوبگر این کشور و با توجه به سکوت مجامع بین المللی از دوستان عزیز وبلاگ نویس تقاضا میشود با حضور در حرکتی وبلاگی این اعتراضات را یاری نمایند.

این حمایت می تواند به اشکال ذیل صورت پذیرد:

۱ـ درج عبارت یکسان " زنده باد ملت انگلیس و ننگ بر دولت سرکوبگر انگلیس"

۲ـ ارسال حداقل یک پست وبلاگی جهت اعلام همدردی با خانواده های قربانیان حوادث.

۳ـ اعلام محکومیت دولت انگلیس در تشویق اراذل و اوباش برای حمله به مساجد و انتقام گیری در بستر فضا ناامن ایجاد شده از مسلمانان.

۴ـ طراحی بنر ُ فلش و کلیپ های مرتبط با موضوعات اعتراضات انگلیس باشد.

۵ـ انتشار مطلب فراخوان حمایت از اعتراضات در انگلیس با قید عبارت مهم و فوری.

از همه دوستان وبلاگ نویس تقاضا میشود این پیام را بصورت گسترده توزیع و دراین امر مهم مشارکت فعالانه داشته باشند.

منبع:وبلاگ بحران





نوع مطلب : سیاسی، 
برچسب ها :

میتینگ فیس بوکی حمایت از اعتراضات مردمی در انگلیس با استقبال کم نظیر کاربران ایرانی این سایت روبرو شد.

در همین رابطه بسیاری از دوستان با مراجعه به لینک رویداد فیس بوکی حمایت از اعتراضات انگلیس خود را در صف حامیان بین المللی مردم انگلیس قرار دادند.

این اتفاق در حالی بوقوع می پیوندند که تنها چند هفته قبل رهبر معظم انقلاب اسلامی از سرایت یافتن موج بیداری اسلامی به قلب اروپا خبر داده بودند.

اما دراین میان عناصر جریان فتنه با سکوت در قبال این رویداد مهم برخورد دوگانه ای را کاملا هموس با غرب در پرداختن به مسائل کم اهمیت سوریه در دستور کار خود باقی نگه داشته اند و اخبار مربوط به اعتراضات انگلیس را سانسور میکنند.

کاردار سفارت ایران در انگلیس نیز در اقدامی شایسته و قابل تقدیر نشبت به نقض حقوق شهروندی معترضان به دولت انگلیس هشدار داده است که جا دارد دانشجویان ایران اسلامی ازین حرکت موثر و شکوهمند تقدیر نمایند.

امروز ایران اسلامی نه تنها در بعد منطقه ای بلکه در سطح بین المللی و فرا منطقه ای الهام بخش جنبش های اعتراضی و بیدارگرانه می باشد .

درحاشیه این اعتراضات که حداقل تا کنون ۵ کشته و بیش از ۱۲۰۰ بازداشتی بر جای گذاشته است ُ دولت انگلیس با اعزام اراذل و اوباش به مساجد و به آتش کشیدن اماکن مقدس مسلمانان قصد دارد تا به سانسور خبری مهمی مبنی بر رویکرد دین ستیزانه این اعتراضات دست بزند که همگان باید هوشیار و آگاه باشند و همچنان به حمایت ازین اعتراضات ادامه دهند.

سکوت سفیر مداخله جوی انگلیس در تهران در قبال کشتار وحشیانه شهروندان انگلیسی در جریان اعتراضات و برخوردهای غیر انسانی با جوانان این کشور در حالی صورت میپذیرد که تنها دو سال قبل سفارت این کشور نقش بسزایی را در کودتای انتخاباتی موسوم به سبز علیه آرای همگانی ملت ایران در انتخابات ریاست جمهوری ۸۸ ایفا کرده بود.

منبع : وبلاگ بحران



نوع مطلب : سیاسی، 
برچسب ها :
در ماه رمضان باید سکوت کرد و هیچ نگفت باشد که صدای آمدن و رفتن و صدای بالهای فرشتگان را بتوان درک کرد

دانلود مداحی حاج منصور ارضی از لینک روبرو :                           التماس دعا





نوع مطلب :
برچسب ها :
سه شنبه 4 مرداد 1390 :: نویسنده : محمد هادی

نردبان دلم شكسته است، میشودبرای من،كمی دعاكنی؟؟

یااگر خدا اجازه میدهد،كمی بجای من خدا خدا كنی؟

راستش دلم مثل یك نماز بین راه، خسته وشكسته است،

میشودبرای بیقراری دلم سفارشی به آن رفیق باوفا (خدا)كنی؟





نوع مطلب :
برچسب ها :

اپیزود اول :

ساعت 21:30 سوار تاکسی می شوم که از محل کار به خانه بیایم.به غیر از من سه جوان دیگر هم سوار می شوند.بایکدیگر درباره روزنامه ها و فوت روح الله داداشی درحال گفتمان هستند.ناگهان یکی از مسافرین می گوید قاتل درخواست عفو از خانواده مقتول نموده است.ناگهان راننده صدای پخش ماشین را کم می کند و مانند قاشق نشسته خودش را میان حرف های طرفین می اندازد.

اپیزود دوم:

بحث سیاسی می شود،کارشناسان عوام،مشغول چانه زنی هستند و بعضی جاها هم حرف درست می زنند که حرف دل ما هم هست و از امنیت می گویند وضعف سیستم قضایی کشور ونابسامانی اقتصاد و  ...

اپیزود سوم :

تحلیل گر مسائل همه چیز یعنی آقای راننده تاکسی فضا را ملتهب تر می کند و یک دفعه به سیم آخر زده و می گوید اصلا روح ا... داداشی را خود اینها کشتند؟! همه چیز زیر سرخودشان است!!!

و بعد گفته اش را اینگونه به اثبات می رساند که چرا آقایان مملکتی تسلیتی نگفتند و کاری انجام ندادند.البته یک جا حرف این بنده خدا درست بود و آن هم این بود که چرا مسئولین انتظامی حرف های متناقض می زنند و هرکسی شرح ماوقع را به گونه ای تعریف می کند که اما و اگرهای بسیاری را به همراه دارد.هر چند دقیقه یک بار آقای راننده به چهره من نگاهی می انداخت تا عکس العمل مرا ببیند و این که چرا صم و بکم نشسته ام و هیچ نمی گویم.بنده خدا هنگ کرده بود.البته در زمان گفتمان آقایان من در بعضی از جاها در ذهن خودم به تحلیل های درست آفرین می گفتم و به حرف های مفت پوزخند و نیشخند می زدم و بعضی از جاها هم حرص میخوردم.

اپیزود چهارم :

به انتهای مسیر می رسیم.راننده برای اینکه اعصاب مرا بیشتر خورد کند و نشان دهد که از من عصبانی است بقیه پول را انقدر تیکه و پاره می دهد که بلکه صدای من را درآورد.من هم خیلی خونسرد پول را ازش گرفتم و تشکر هم کردم تا هرچه بیشتر بسوزد.چونکه همون پول را فردا به خودش و یا یکی مثل خودش میدهم و اگر زبون درازی کنه خوب بلدم زبونش کوتاه کنم.

اپیزود آخر:

درباره قتل روح ا... داداشی اما و اگرها بسیار است اما شنیده هایی حکایت از بعضی اتفاقات تلخ در روز حادثه و روز قبل آن دارد که بهتر است در سطح جامعه مطرح نشود و به قولی هر راست نباید گفت و هرراست نشاید گفت.و این برای هر دو طرف بهتر است.حال تحلیل مردم هرچه میخواهد باشد.نکته دیگر اینکه درست است که این مرحوم قویترین مرد بود و جهت کسب افتخار برای این کشور زحمات زیادی کشیده بود اما پس چرا همین آقایان راننده تاکسی و مردم برای نخبه هایی که هرچند وقت یکبار ترور می شوند و یا همین برو بچه های انتظامی که تو درگیری با اشرارو منافقین شهید می شوند، هیچ کس نیست که صداش دربیاد؟!

هرکسی تو کارخودش نخبه هستش،

یکی نخبه ورزشی،فرهنگی،سیاسی،امنیتی،علمی

خوبه که تو قضاوت هامون عدالت و انسانیت را مد نظر قرار بدهیم و همه را به یک چشم ببینیم.





نوع مطلب :
برچسب ها : قتل روح ا... داداشی، ضعف امنیت، بحث سیاسی،


( کل صفحات : 19 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : محمد هادی
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :