تبلیغات
شاهد - افلاکیان
شاهد
شنبه 6 مهر 1387 :: نویسنده : محمد هادی

 

شلمچه گرم است ، به گرمای کربلا ، و لفظ «گرم» هرگز به گرمای کربلا نیست ؛ شلمچه از گرم هم گرمتر است . آفتاب تشنه است ، سایه هم تشنه است ، و در آن گرما حتی یخ هم تشنه است . سایه ای نیست که تن ها را پناه دهد و اگر هم باشد ، تو خود را به سایه مسپار ، مبادا رخوت بر جانت غلبه کند ، رخوت تابستانی سایبانهای کویری . چشمها می سوزد ، پلکها سنگین است ، و روح خوش دارد که تن را در این« گرما واگذارد و خود به عالم خواب بگریزد . عالم خواب گرم نیست ، و تشنگی را نیز در آنجا راهی نیست . در آن گرما اگر کسی از تو بازپرسد که چرا آن همه را رها کرده ای : سایه سقف خانه ها را ، خنکای بادهای مصنوعی را ، آبهایی به سردی تگرگ را ، بستر نرم را ، پناه پر مهر اهل خانه را ، مأمن مصفای محبت مادر را ، شیرین زبانی بچه های کوچک را رها کرده ای و این آوارگی را به جان خریده ای ، چه پاسخ خواهی داد ؟ اگر امتیازات متعارف از میان برخیزد ، دیگر جز عشق چیست که انسانها را به هم پیوند می دهد ؟ در این ملجأ عشاق شرط قبول تنها عشق است و اگر این شرط را داشته باشی ، دیگر چه تفاوتی می کند که آهنگر باشی یا زرگر ؟

سید شهیدان اهل قلم سید مرتضی آوینی





نوع مطلب : یاد یاران سفرکرده، 
برچسب ها :


درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : محمد هادی
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :