تبلیغات
شاهد - آن روز جنگ بود وامروز جنگ
شاهد
دوشنبه 6 دی 1389 :: نویسنده : محمد هادی

آن روز جوانکی سلاح به دوش که لوله تفنگش بر زمین کشیده می شد و چهره معصومش در پشت گردوغبار برخاسته از زمین پنهان بود،با هزاران شوق و شور و شعور آمده بود تا آینده را برای آیندگان بسازد و رسید به آنچه مقصودش بود،اما هرگز این فکر را از سر نمی گذراند که ممکن است آیندگان به جای تشکر ،گردفراموشی بر نامش بنشانند و از پی خواسته هایشان عمل کنند وفقط آینده را برای خودشان بسازند.

آن روز قسم پشت قسم که تو را به جان ......... تو برو من هستم و امروز جای آن قسم ها و التماس ها هزاران ترفند وحیله برای اینکه من بمانم و او باید برود اما به معنای دیگر.

امروز دیگر کوه نماد پایداری نیست !

امروز سرو نماد استواری نیست هرچند جوان باشد و نوپا !

روزی سرو به اختیار قامتش را خمیده نشان داد تا بلکه نور به سروهای نوپا نیز برسد و آنها نیز جانی تازه کنند

اما نه تنها باغبان این ایثارگری ها را به هیچ انگاشت حتی سروهای جوان تر به حق یا ناحق از او پیشی گرفتند و سرو جوان در همان حال ماند و ماند و خسته ومحزون شد از دست روزگار

هرچند به ظاهر سبز بود وتنومند اما غم واندوه سروهای جوان و ناملایمات گیتی  مانند خوره ای به جانش افتاد تا اینکه اورا از پای درآورد

و آزمایشی از پس آزمایش دیگر ....

درجنگ آن روز خون چاشنی پیکار بود  و در جنگ امروز خون دل.

وسهم ما از این دنیا همان یک ساندیس نظام است که گاهی نی به همراه ندارد،البته تا بخواهید کنایه و تیکه است که حواله می کنند ما را تکدانه خور های مرفه.

ما به همان ساندیس که متبرک شده از سوی مقتدا باشد قانع هستیم

لطفا جیب ما را نزنید.

و درنهایت سرو یا باید در لشگر شیطان باشد و یا پیرو حق و چون شمع بسوزد و دم بر نیاورد .





نوع مطلب : دست نوشته ها، 
برچسب ها :


درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : محمد هادی
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :