تبلیغات
شاهد - خوب شد که مهاجر شدید و نماندید تا ببینید این دو رنگی هارا ...
شاهد
طبق روال هر روز ازخانه می آیم بیرون با نام و یاد او تا اینکه خودش تا شب همه امور را راست وریست کند.دوباره قدم میزنم در میان مردمی که هرکدام برای خودش یک نظریه پرداز شده  یا بهتر بگویم خودش را عالم میداند در همه امور حتی دین وسیاست وافتصاد. از هر کوچه و خیابانی که میگذرم می بینم که دهان ها همه در جنبش است و فک و دندانهایشان هم با هم بزمی و ملاقاتی دارند

از کنار دخترو پسری عبور می کنم،بی محابا آب معدنی در دستش را به بالای سر می برد ومی نوشد و به دختر هم تعارفی می زند،بی اختیار به یاد تشنه لب کربلا می افتم.. و از پس آن به یاد روزه خواری  فتنه گران می افتم و آب های معدنی در دستانشان در راهپیمائی روز قدس وشعار نه غزه، نه لبنان ،جانم فدای ایران . با هرکس که هم کلام می شوم می گویند نظام مردم را جان به لب کرده  است به همین خاطر است که دیگر هیچ کس میلی برای روزه داری ندارد و یا بهتر بگویم بهانه مناسبی را برای روزه خواری پیدا کرده اند.امروز از دوستی شنیدم که همکارش فقط به این خاطر که دخترش در منزل روزه می گیرد ،او نیز به ناچار روزه می گیرد! افسوس می خورم از اینکه گرسنگی و تشنگی را تحمل می کند اما نیتش برای رضای خدا نیست و فقط دلخوشی دخترش است وبس.متعجبم از این مردمی که هر روز از بی عدالتی و وضع بد اقتصاد فحش وناسزا به این و آن میدهند اما از این سال به آن سال مدل ماشینهاشان تبدیل به احسن میشود وشهریه دانشگاه آزاد فرزندانشان را درجیب اشرافیت مدرن سرازیر می کنند و باز هم گریه و ناشکری از پس آن.متحیرم از وضع بد اقتصادی که مردمش وقتی در هفته تعطیلاتی پیدا می کنند عزم سفر می کنند تا جایی که اتوبان هم بسته می شود و گاهی در اثر ترافیک سنگین بنزین هم تمام می شود اما هیچ غمی نیست.پول که هست بنزین آزاد هم که فراوان است . این مردم عادت کرده اند که هم خوش باشند و هم فحش بدهند.برای خرید وسیله ای می روم از فروشنده قیمت را می پرسم،خرید را انجام میدهم و می آیم بیرون .چند خیابان پائین تر هم دانشگاهیم را می بینم که همان وسیله را خریده است اما با قیمتی متفاوت و ارزانتر، از همان فروشگاه.کمی فکر میکنم تا علت این امر را پیدا کنم .آهان پیدایش کردم .آخر نوع پوشش من بچه مثبت بوده ومحاسنم را از ته نتراشیده ام و پیراهنم را روی انداخته ام اما دوستم ظاهرش خود وصفی دگر می طلبد که مجالش نیست و ظاهرا فروشنده ارث پدری اش را از من و امثالهم طلب دارد که اینگونه رفتار میکند.چشم به هر کوچه ای که می اندازم  از شهدا فقط نامی بر روی کوچه و خیابان مانده است و به تازگی با اسپری روی تابلوها را رنگ می زنند و اسم ننه جون شیخ ساده لوح  را بر روی کوچه هایشان می گذارند.همرزمانم خوب شد که نیستید تا ببینید که جنگ با بعضی ها چه کارها که نکرد وچه صندلی ها که به ارث بردند از دلاوری هایتان.خوب شد که نیستید تا کارتان به ادارات و نهادها بیوفتد تا معنی پول چای و شیرینی و به قول مهران مدیری پول نارنگی برای بچه های خانه را به وضوح لمس کنید.. دیگر بس است که هرچه بگویم آب در هاون کوفتن است.فقط همین را می گویم که خوب شد که مهاجر شدید و نماندید تا ببینید این دو رنگی هارا...





نوع مطلب : دست نوشته ها، 
برچسب ها :


درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : محمد هادی
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :