تبلیغات
شاهد - جدیدترین تحلیل دکتر عباسی « از ویکتوریا تا بیتا خانم »
شاهد

دکتر حسن عباسی - رئیس مرکز بررسی دکترینال امنیت بدون مرز*- امروز بعدالظهر به دعوت برنامه دیشب امشب پس فردا شب اون سه سه شب سه شنبه است به نقد و بررسی فیلم « فاصله ها» که این شبها از شبکه سوم ضرغامی وان در حال پخش است پرداخت. دکتر عباسی در ابتدای صحبتهای خود گفت باید جامعه را از آسیبهای جنگ نرم دشمن واكسینه كرد و ما ترسی از این قضیه نداریم. او ادامه داد این فیلم از لحاظ استراتژیک و بلوفوژیکال باور فرهنگی بسیار خوب و ارزشمند است و ظرفیت آن برای واکسینه کردن بچه پر رو های زیر 16 سال بسیار بالاست. او گفت "بیتا خانم با بازی در این فیلم نشان داد که از لحاظ فنی و هنری هیچ چیزی از ویکتوریا کم که ندارد هیچ خیلی هم دارد". در ادامه، بخش هایی از این صحبتها را بدون هرگونه سانسور و فیلتر و صافی بنزین و آبکش و از این چیزها بخوانید:

"ببینید به نظر من سریال «فاصله ها» تو این مدت داره نشون میده که یک سریال دو چهره یا دوپهلو هست که هم پیام مثبت داره هم پیام منفی. از یک طرف این فیلم داره تلاش می کنه فاصله بین صداوسیمای ما و سینمای هالیوود کمتر بشه و بلایی که اونا می خوان سر ما بیارن رو همین جا یه جورایی سرمون بیاره! و دقیقا برعکس نکات مثبتی رو ارائه میده که آدم توش می مونه! شما اگه دقت کنید می بینید پیام اصلی سریال‌های ماهواره‌ای ایجاد مناسبات عاطفی نامشروع بین نسلی و مبتنی بر تولید هیجان در این فیلم‌ها و سریال‌ها ست و ما می بینیم که در فیلم «فاصله ها» هم از صحنه های هیجانی و غیر قابل باوری استفاده شد که هم قابل تامل بود و هم نا مناسب! **

 من باب مثال، شما اگه به صحنه ای که بیتا خانم سوار موتور شد و با اون چند دور تو پارک جلوی اون همه زن و مرد زد دقت کنید، می بینید کارگردان با این صحنه داره به مخاطب القا می کنه که اگه فردا پس فردا شما دختری رو در حال موتور سواری تو پارک یا خیابون دیدید تعجب نکنید و اون رو یه هنجار شکنی ندونید و چون شما قبلا تو صداوسیمای خودتون یه همچین صحنه ای رو دیدید آروم آروم این به یه باور برای شما تبدیل می شه که خانم ها هم می تونن به همین راحتی موتور سواری کنن! در ضمن صدا وسیما هم با این صحنه نشون داد که برای فرهنگ سازی و آموزش خانواده ها هیچ برنامه مدون و مشخصی نداره و داره کارهایی می کنه که به جای باروری فرهنگی یه جور ضد فرهنگه"

مجری: آقای عباسی بهتر نبود روی این صحنه بیشتر کار میشد و مثلا بیتا در این صحنه یک تک چرخ میزد و پشت بندش چندتا لایی از بین اون سه تا پسر می کشید و در می رفت؟ به نظر شما بار فرهنگی و هیجانی که این صحنه می تونست تو مخاطب ایجاد کنه بیشتر نبود؟

عباسی: " نه نه آقای مجری شما مثل اینکه تو باغ نیستی ، من چی می گم شما چی میگی؟ جوون های ما همین الان با دیدن اون صحنه دچار «تک چرخ زنی ذهنی» شدن"

مجری: ولی ما تلفن های زیادی در این رابطه داشتیم. در ضمن میشه در خصوص «تک چرخ زنی ذهنی» بیشتر توضیح بدید !

عباسی: "به نظرم قطعا اون حرکت تک چرخ زنی به ضرر جامعه بود. ببینید کاراکتر سیدنی والت تو سریال مشهور «THE MOTOR GAZI» که یک موتور سوار آماتور و عاشق تک چرخ زنی هست وقتی تو مسابقات موتور سواری تصادف کرد و ویلچری شد دچار عارضه ای به نام «تک چرخ زنی ذهنی» میشه که اون رو تحت تاثیر قرار میده و همه زندگیش میشه «تک چرخ زنی ذهنی». اون تو ذهنش بارها و بارها در مسابقات تک چرخ زنی با یاماها 100 تام کروز و هندا 250 استنلی بروک شرکت میکنه و مثلا قهرمان میشه! من خودم نشستم و از سیزن 1 تا 127 این فیلم رو دیدم و شاهد بودم که هفت جد سیدنی والت یه قاطر هم نداشتن چه برسه به هندا 250. اما میبینیم سیدنی والت بارها وبارها چه تو خونه، چه تو خواب، چه رو ویلچر «تک چرخ زنی ذهنی» میکنه و حتی تو حموم اونقدر صدای موتور کراس در میاره که صداش میگیره ، آخرش هم از این فشار روحی جونش رو از دست میده"

دکتر عباسی در بخش دیگری از سخنانش و در تحلیل بُعد مثبت این فیلم گفت: "ببینید از مفاهیم مدرنیته که لیبرالیسم از اون الهام می گیره و یواش یواش ما هم داریم از اون الهام می گیریم! اینه که برای افراد حالا چه زن و چه مرد در جامعه پسا مدرن وضعیتی رو به وجود میاره که با وضعیت ماقبل مدرنیته بسیار متفاوته چطور؟

زن در دوران ماقبل مدرنیته یک فرد منفوری بود و از اون به عنوان یک کالای مصرفی استفاده میشد. معمولا زنِ قبل از مدرنیته زود ازدواج می کرد، حداقل 5 تا بچه داشت، همه بچه هاش دماغشون آویزون بود، میرزا قاسمی و کوفته قلقلی درست می کرد... اما زن دوران مدرنیته به دنبال فردگرایی و آزادی هست و تا سنین بالایی ازدواج نمی کنه، این زنها معمولا دین گریز اند و همزمان به دنبال رابطه با چند مرد هستند و از همه بدتر گاها دیده میشه که به دنبال زندگی تفردی با حیوانات هستن! و علاقه ای به فعالیتهای تو خونه ندارن

حالا ما اگه تو همین فیلم «فاصله ها» دقت کنیم می بینیم که گارگردان با ظرافت خاصی مدرنیته رو زیر سوال برده و خودش یک نمونه از زن درست درمون رو معرفی کرده. شما اگه دقت کنید می بینید کاراکتر بیتا نشون دهنده یک زن از نوع مدرن هست و مرضیه خانم عمه سعید هم نمونه ای از زن ماقبل مدرن. اما نکته جالبتری هم که این وسط وجود داره اینه که تو این فیلم شخصیت دیگه ای هم به چشم می خوره که نه ماقبل مدرن هست و نه مدرن و اون کسی نیست جز ریحانه دختر عمو رضا که به نظر من مولفه های مثبت هر دوطرف رو جمع کرده و در عین به روز بودن و مدرن بودن بسیار مقید و سالمه و این مهمترین پیام فرهنگی این فیلمه که من اسمش رو میذارم «زن مسلمان مدرن» و به نظرم این قسمت فیلم پالس مثبت به خواننده میده و من حتما در آینده بیشتر در موردش توضیح خواهم داد."

دکتر عباسی در تحلیل استراتژی شال مینولوژی، که امروزه در دانشگاههای کشور تدریس میشود گفت شال قرمزی که بیتا بعد از کنسل شدن قرار هایش با سعید به دور گردنش می بندد یک طراحی استراتژیک در جهت نماد سازی  پارادایمونیکال فرهنگی ست و گفت این شال می تواند به نماد دختران بعد از کنسل شدن قرار هایشان با دوست پسرشان تبدیل بشود!

دکتر عباسی در ادامه به پیام دیگه فیلم اشاره کرد و برخورد آقا محسن با سعید و بیتا را نادرست دانست و گفت "دیگه اینطور تهدیدها جواب نمی ده و حتما باید در برخورد با جوانان امروز روشها رو عوض کرد. به نظر من رفتار آقا محسن بسیار متناقض و ریاکارانه است. میشه در تحلیل رفتار آقا محسن پرسید چطور وقتی خودش بچه هاش و کارش رو ول کرده و دم به ساعت در خونه و مغازه لیلا خانم سبز می شه و با لیلا خانم بستنی می خوره، به سعید اجازه دوستی با بیتا رو نمیده؟ مگه سعید آدم نیست ؟ مگه سعید دل نداره؟ من خدا رو شکر می کنم که کارگردان به آقا محسن و لیلا خانم فرصت بیشتری نداد وگرنه اینا با این کارهاشون داستان فیلم رو عوض می کردن! باز دم لیلی و مجنون گرم حداقل با هم بستنی نخوردن اما اینا..."

دکتر عباسی که متکلم وحده برنامه _دیشب امشب پس فردا شب اون سه سه شب سه شنبه است_ شده بود و به سوال های مجری گوش هم نمی داد در ادامه به فرهنگ غنی ایرانی و ضعف فرهنگ غربی و میلیتاریسم رسانه ای غرب اشاراتی کرد و گفت "همین که سعید آنچنان عاشق بیتا شده که در بین چندصد نفر از بوی جوراب بیتا اون رو شناسایی می کنه نشون دهنده عمق بی فرهنگی این دو نفره که البته ربطی به فرهنگ ایرانی نداره و دقیقا یک فرهنگ غربیه".

وی در بخش دیگری از سخنانش با بیان این موضوع که باید با تبیین وضعیت، مناطقی را كه در دست دشمن است پس گرفت و باید برای رویارویی با دشمان بسترسازی کرد گفت "چند نکته اساسی در فیلم بود که ما باید از آن استفاده لازم رو ببریم". او گفت "این فیلم ظرفیتهایی داره که اگه روشن تر گفته بشه می تونیم از اون برای جلو گیری از جنگ نرم دشمن استفاده کنیم، امروز شیطان خود وارد میدان شده و ما هرچه زودتر باید جوانان و نوجوانان خودمون رو واکسینه کنیم. یکی از راه هاش اینه که از همین فردا تو تمام رسانه ها مون مدل موی سعید و ساسان و وحید و اقا محسن و عمو رضا و کی و کی رو به عنوان مدل موی ایرانی تبلیغ کنیم و به مدلهای غربی شبیخون فرهنگی بزنیم . دوم اینکه تو فیلمهای دیگه عشق و عاشقی که می سازیم به جای بستنی خوردن دو نامزد با هم از خرما یا نخود کشکش استفاده کنیم!"

وی در پایان به این نکته مهم اشاره کرد که چون مردم ایران به اینگونه سریالها دل می بندند و سعی می کنند در زندگی روزمره خود مثل کاراکترهای مورد علاقه شان زندگی کنند گفت "اگه این فیلم هم مثل فیلم ویکتوریا 4 هزار قسمت بود و تا اونجایی ادامه پیدا می کرد که بیتا با سعید، ریحانه با علی و نیما با زهره ازدواج می کردند و هر کدوم صاحب 3 یا 4 اولاد می شدند، می شد از این حرکت در جهت اشاعه  فرهنگ بچه بیشتر ایرانی در مقابل فرزند کمتر غربی استفاده کرد."

این برنامه ساعت 3 نصفه شب و در حالی که مجری داشت چرت می زد به پایان رسید.

منبع:وبلاگ طنزسیاسی





نوع مطلب : طنز، 
برچسب ها :


درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : محمد هادی
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :